چکیده
«آبیاری نوین آب را ذخیره میکند» گزارهای آشناست، اما برای سیاستگذاری کافی نیست. باید روشن شود آب در کجا و برای چه کسی ذخیره شده است: در مزرعه، شبکه آبیاری یا کل حوضه آبریز؟ ممکن است برداشت آب از کانال یا چاه کاهش یابد، ولی بخشی از آبی که پیشتر به آبخوان یا رودخانه برمیگشت نیز کم شود. در این حالت، افزایش بازده آبیاری در مزرعه لزوماً به معنای افزایش آب در دسترس حوضه نیست.
سه مفهوم که نباید یکی گرفته شوند
برداشت آب مقدار آبی است که از منبع برای مصرف خارج میشود. مصرف آب بخشی است که، برای نمونه از راه تبخیر و تعرق گیاه، دیگر به همان منبع قابل استفاده بازنمیگردد. جریان برگشتی بخشی از آب برداشتشده است که پس از عبور از مزرعه میتواند دوباره وارد آب زیرزمینی یا سطحی شود؛ البته کیفیت، محل و زمان بازگشت آن اهمیت دارد. بنابراین کاهش برداشت، کاهش مصرف و «صرفهجویی واقعی» سه ادعای متفاوتاند.
سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) در توضیح حسابداری آب تأکید میکند که سیاستگذاری باید بر شناخت عرضه، تقاضا، دسترسی و مصرف آب در مکان و زمان معین تکیه داشته باشد. بدون چنین ترازنامهای، شمار تجهیزات نصبشده یا تغییر راندمان مزرعه بهتنهایی اثر نهایی سیاست را نشان نمیدهد.
چرا نتیجه آبیاری قطرهای همیشه یکسان نیست؟
آبیاری قطرهای میتواند کنترل زمان و مقدار آبیاری را بهتر کند و در شرایطی عملکرد محصول را افزایش دهد. اما نتیجه آن به رفتار کشاورز، نوع محصول، وسعت زیر کشت و سرنوشت جریانهای برگشتی وابسته است. اگر کاهش هدررفت ظاهری با توسعه سطح زیر کشت یا تغییر به محصول پرآببر همراه شود، مصرف واقعی آب ممکن است کم نشود. همچنین آبی که در روش قبلی به آبخوان بازمیگشت، در تراز حوضه «اتلاف کامل» محسوب نمیشود.
فائو در یادداشت صرفهجویی واقعی آب در کشاورزی نمونهای از منطقه شیراز را نشان میدهد که در آن تغییر از آبیاری سطحی به قطرهای با افزایش مصرف و کاهش جریان برگشتیِ عمدتاً قابل بازیابی همراه بوده است. این یک نمونه مشخص است و نمیتوان آن را به همه زمینها تعمیم داد؛ ارزش آن در نشان دادن ضرورت سنجش نتیجه در مقیاس حوضه است.
شاخص درست برای تصمیمگیری چیست؟
برای ارزیابی طرحهای آبیاری، دستکم چهار گروه داده لازم است: میزان برداشت از منبع، مصرف واقعی آب، مقدار و کیفیت جریان برگشتی، و تغییر تولید و درآمد. سپس باید روشن شود وضعیت آبخوان یا رودخانه در طول زمان چه تغییری کرده و آیا صرفهجویی ایجادشده به مصرف تازه اختصاص یافته است یا نه. این ارزیابی بدون تعیین مرز جغرافیایی و دوره زمانی مشخص، نتیجه قابل اتکا نمیدهد.
بهبود بهرهوری اقتصادی آب نیز مهم است؛ اما «ارزش تولید به ازای هر واحد آب» جایگزین سنجش پایداری منابع نیست. محصولی میتواند ارزش اقتصادی بالایی ایجاد کند و در عین حال برداشت از آبخوان را از ظرفیت تجدید آن فراتر ببرد. از سوی دیگر، کاهش ناگهانی مصرف کشاورزی بدون توجه به معیشت تولیدکنندگان و قیمت غذا میتواند هزینه اجتماعی بالایی داشته باشد. مسئله، طراحی بستهای از سنجش، قاعدهگذاری و حمایت انتقالی است.
چهار پرسش پیش از تصویب یک طرح آبیاری
- هدف طرح، کاهش برداشت است یا کاهش مصرف واقعی در حوضه آبریز؟ شاخص سنجش هرکدام چیست؟
- آبِ بازگشتی در وضعیت فعلی به کجا میرود و آیا برای مصرفکننده دیگری قابل استفاده است؟
- افزایش بهرهوری مزرعه چه اثری بر سطح زیر کشت، نوع محصول و برداشت از چاه خواهد داشت؟
- هزینه و فایده طرح برای کشاورز، مصرفکننده غذا، آبخوان و بودجه عمومی چگونه توزیع میشود؟
پیش از سرمایهگذاری گسترده در شبکه یا تجهیزات آبیاری، باید هزینه ساخت و نگهداری را در کنار تغییر برداشت و مصرف واقعی آب سنجید. چارچوب ارزیابی اقتصادی پروژههای زیرساختی به مقایسه گزینهها و هزینه چرخه عمر طرح کمک میکند.
پیوند با امنیت غذایی ایران
امنیت غذایی فقط مقدار تولید داخلی نیست. در تعریف فائو، دسترسی، استفاده مناسب و ثبات عرضه نیز در کنار موجود بودن غذا اهمیت دارند. از این منظر، سیاست آب باید همراه با اثر آن بر قیمت غذا، درآمد خانوار، امکان تجارت و تابآوری زنجیره تأمین بررسی شود. چارچوب چهار بعد امنیت غذایی فائو برای تفکیک این پیامدها مفید است.
گزارش پایش اقتصاد ایران بانک جهانی در بهار ۲۰۲۲ نیز در بخش ویژه آب، مدیریت منابع، سیاستهای مدیریت تقاضا و نهادهای متناسب را در کنار بهبود کارایی مطرح میکند. این گزارش جایگزین دادههای محلیِ امروز نیست؛ برای ارزیابی هر حوضه در ایران باید دادههای معتبر و بهروز همان منطقه گردآوری شود.
این بحث ذیل حوزه امنیت غذایی و اقتصاد آب و در پیوند با دپارتمان انرژی، محیط زیست و توسعه پایدار قرار میگیرد. گام بعدی در هر مطالعه موردی، تهیه ترازنامه آب و سنجش اثر گزینههای سیاستی بر تولید، منابع و معیشت است.

